گاهي كه ماه به شاخه گير مي كند - شهرمن٬خانه ی من٬وطن من٬برزخ من - AftaBlog.com
  • شهرمن٬خانه ی من٬وطن من٬برزخ من

  •  

    این صفحه را برای شهرم گذاشته ام.یک صفحه برای یک شهر .شهری که خاک را میخورد و تاریخ خاک را.شهری که کهن تریت شهر بشر روی زمین را خورد.یعنی ری یعنی راگای هفت هزارساله.یک صفحه برای شهری که تمام روزهای مرا خورد.صفحه به صفحه

    بی تردید شمار صفحه های با این نام زیاد میشود وشاید خود تبدیل به وبلاگی دیگر شود.

  • مطالب پیشین

  • پستی در خدمت اهداف عاليه يا چگونه میشود کارگردان شد
    بيضايی٬دفتر الاهيات عابر گمنام و مطرب زشت رو
    بازی روانپزشک در اخرين روزهای قصر ياقوت سرخه حصار
    تياتر بانو در يک شب معمولی
    روز از نو ٬دريغ از ديروز نو
    اگر بخوای خودتو بکشی مثل سک می کشمت یا پریدخت چقدر تیره بخت است.
    فلسفه ی چربیها ی اضافه (۱)
    روزی ،‌عکسی ، سخنی
    اميد را می شد فهميد .؟ داشت ؟‌برداشت؟ کاشت ؟
    یاد داشت های پشت صحنه ی سریال پریدخت (یک)
    جای دوست کجاست؟ جای دشمن کجا ؟‌جای عشق ما کجاست ،‌اشنای هر روز ها؟
    در حاشيه ی يک ياد داشت
    ياد داشتی برای راه بی پايان
    دگرديسی نيايشگاه (۲)
    مسجد ايرانی يا دگرديسی نيايشگاه (۱)
    واژه های روز در شب
    امروز با دور بين و مريمی عذرا که در دود زير زمين خود را تکرار ميکرد.( يک پشت صحنه)
    از امدن و رفتن من سودی .....چيستی ها(چيستی جهان مجازی وب-ديباچه)
    Untitled